شقایق... |
|
علی
عشق کو!!!!
عشق ورزیدن خطاست حاصلش دیوانگیست
عشقها بازیچه اند و عاشقان بازیگر این بازی طفلانه اند
عشق کو!!!! عاشق کجاست؟؟؟؟
معشوق
حبس نفس است که عشقش رو خوندن
انکه می میرد زشوق دیدن امروزها
و انکه میسوزد زبرق چشم عالم سوزها
گر بیاید دلبر تازه تری عشق عالم سوز خاموش می شود
و چهره ما هم فراموش می شود
نوشته شده توسط شقایق تاریخ سه شنبه هشتم شهریور 1390 و ساعت 0:26 |+|
عیدمبارک
نوشته شده توسط شقایق تاریخ یکشنبه هفدهم مهر 1390 و ساعت 1:0 |+|
ن اگه می توانستی در قلبم راه یابی در آنجا می دیدی زمزمه ی ملایمی به گوش می رسد و می گوید تو را دوست دارم محبوب من ! اگه می تونستی در اعماق روحم قدم بگذاری می دیدی آن بیچاره سرگردان در جستجوی تو ست و می گوید تو را دوست دارم ماه من ! اگه می تونستی از راز درونی و آه سینه سوز من آگاه شوی می دیدی که از میان آن شعله سرکش و جان فرسای من صدای حقیقت و ملایمی که در جان من طنین انداخته به گوش می رسد که می گوید تو را دوست دارم ! اگه می تونستی نگاه های پی در پی چشم اشکبارم را بفهمی احساس می کردی کسی می گوید دوستت دارم خوب من ! اگه می تونستم تمام اندیشه های دردناک را برایت بنویسم کتاب ها می شد ولی ذره ای از اسراری که مدت هاست مرا رنج می دهد برایت بازگو می کنم و تا آخرین لحظات عمرم می گویم : دوستت دارم. نوشته شده توسط شقایق تاریخ سه شنبه هشتم شهریور 1390 و ساعت 0:28 |+|
تو... تو که نبودی ... دل شکسته ام را دور می اندازم و قلبی جدید با دیوار های طلاکوب شده در سینه ام جایگزین می کنم تا خانه ی جدیدت زیبا و لایق خنده هایت باشد؛ گل من، خونه ی جدید مبارک!
کارم به جایی رسیده بود که دیگه خدارو داشتم منکر می شدم اما همیشه درست وقتی که دیگه هیچ توانی برای ادامه نداری محبت و بخشندگی خودشو حصابی به روخت می کشه عاشق اون لحظه ای هستم که خدا دستمو می گیره!!نوشته شده توسط شقایق تاریخ سه شنبه یکم شهریور 1390 و ساعت 18:33 |+|
عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
نوشته شده توسط شقایق تاریخ یکشنبه چهارم مهر 1389 و ساعت 0:48 |+|
سلام سرسبزترین بهار تقدیم تو باد آوای خوش هزار تقدیم توباد گویند لحظه ایست روییدن مهر ان لحظه هزار بار تقدیم توباد ممنون از همه یادداشتهایی که برام گذاشتید لطفتون تازگی نداره مرسی نوشته شده توسط شقایق تاریخ پنجشنبه یکم مهر 1389 و ساعت 3:0 |+|
کتابخونه
نوشته شده توسط شقایق تاریخ شنبه بیست و هشتم فروردین 1389 و ساعت 14:56 |+|
سلام باعشق سلام سحرکاهان . میان سجده سبزت. اکربرخاطرت ردشدخیال <من> دعایم کن..........(ماه رمضان مبارک.التماس دعا) نوشته شده توسط شقایق تاریخ دوشنبه دوم شهریور 1388 و ساعت 19:12 |+|
|